تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 11:28 | نویسنده : علی حاجی عباسی |



تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 11:27 | نویسنده : علی حاجی عباسی |


تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 10:59 | نویسنده : علی حاجی عباسی |


تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 10:58 | نویسنده : علی حاجی عباسی |


تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 10:57 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
پيروزمندان دنيا به سه سوال جواب مي دهند:

 

1- من چه مي خواهم؟  (هدف )

 

2- من چه بايد بكنم ؟( برنامه )

 

3- چگونه به برنامه هاي خود جامه عمل بپوشانم ؟ ( توانمنديهاي فردي )



تاريخ : یکشنبه ۳ اسفند۱۳۹۳ | 12:2 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
من عاشق پيامبرم هستم

 

محمد رسول الله



تاريخ : یکشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۳ | 10:3 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
‎گرامیداشت از طرف فرزندان به غیر از محمد!‎



تاريخ : دوشنبه ۲۲ دی۱۳۹۳ | 19:11 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
منزلت معلم از گفتار معصومین تا کردار مسؤولین:  

استمداد یک معلم سمنانی از رهبر معظم انقلاب   

سبزوارنگار/”بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است “این کلام گهربار و نورانی معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) است که معتقد است استقلال هر جامعه در گرو استقلال فرهنگی آن جامعه است.  

با این وجود اساسا” فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن ملت و جامعه را رقم می زند. رشد در ابعاد دیگر ولی ضعف و تنگنایی در رشد فرهنگی و علمی جز پوچی، وابستگی و میان تهی جامعه چیزی به ارمغان نخواهد داشت. حال یکی از مهم ترین و اساسی ترین ارکان فرهنگ ساز و شاه کلید رشد فرهنگی هر جامعه که ابعاد دیگر را تحت تأثیر خود قرار می دهد آموزش و پرورش و توجه جدی و ویژه به معلم و ارتقاع قدر و منزلت معلمی است.  

ارزش معلم: منزلت معلم نه از باب معیشت و شکم بارگی و مادی گرایی است که البته از درجه ی اعتبار بالایی برخوردار است. چرا که معلم دغدغه ی معیشت و تأمین مایحتاج خود و خانواده را داشته باشد،  

بی شک آثار مخربی هم در کار و هم در منزلت و شأن او بجای خواهد گذاشت. اما منزلت معلم از بعد هویت اجتماعی، مقامی و معنوی است و از قوه به فعل در آوردن سخنان بزرگان این جامعه از ترقی شأن مقام والای معلم است. از آن جا که ارزش انسان به آن است که معلم باشد یا متعلم و یا در جای دیگر رسول اکرم فرموده اند:  

«برتری عالم بر عابد همچون برتری ماه شب چهارده بر دیگر ستارگان است» و نیز فرمودند : «از جبرئیل(س) پرسیدم آیا عالمان نزد خدا گرامی تر اند یا شهیدان؟ پاسخ داد: یک عالم نزد خدا از هزار شهید گرامی تر است.» والایی منزلت و شأن معلم از بعد مادی نیست بلکه فریضه بودن تکریم و حرمت گذاری اجتماعی است.  

همان گونه که یک پزشک یا مهندس یا استاد دانشگاه در صدا و سیما، مطبوعات و سایر رسانه ها و همنشین با مسؤولان و مدیران از ارج و مقام والایی برخوردارند و فی ذاته جامعه ی خود را موظف به اکرام به این گونه اشخاص می کنند، معلم نیز باید بدین جایگاه نایل شود و او را چون دانش آموز یا فرد عادی در نظر نگیرند.  

رسول خدا(ص) فرمودند: «هر کس عالمی را گرامی دارد مرا گرامی داشته است و هر کس مرا گرامی دارد خدا را گرامی داشته است و هر کس خدا را گرامی بدارد پایان کارش بهشت است.» امام علی(ع ) می فرماید: «از حقوق عالم این است که هر گاه بر او وارد شدی و گروهی نزد وی بودند بر همه ی آن ها سلام کن و به طور ویژه به او احترام کن.» 

 این سؤال مطرح است که آیا معلم جزء علماء نیست؟ و آیا می تواند در رتبه ی اساتید و پزشکان، مهندسان و امرا و مدیران باشد که روزی طفل نوپای ۷ ساله بودند و در محضر معلم زانو می زدند و سواد آموزی خرد بیش نبودند؟ پس چه شده است که حالا همان معلم از اقشار ضعیف و متوسط است.  

معلم نهال رشد و سعادت کاشت تا دیگران خوردند اما دیگران کاشتند و خود خوردند. ارزش معلم بدان درجه است که رسول خدا ص) فرموده: «برتری عالم بر عابد مانند برتری من بر کمترین شماست…» رعایت حقوق معلم و پاداش آن: امام زین العابدین(ع) می فرمایند: «حق معلم تو این است که وی را بزرگ شماری حرمت مجلس وی را نگه داری نیک به وی گوش سپاری به وی روی کنی و از گفتار بد درباره ی وی جلوگیری کنی عیب هایش را بپوشانی خوب هایش را آشکار سازی…  

پاداش رعایت این حقوق این است که فرشتگان خدا برایت شهادت می دهند که تو برای خدا نه برای مردم نزد وی رفته ای و علمش را آموخته ای.  

آیا رعایت حقوق معلم همتراز با استاد و یا قاضی و پزشک هست؟ 

 آیا افزایش و پرداخت چند ریال پاداش مادی ادای حقوق معلم است و او نیازمند این است؟معلم عاشق است و آیا عشق با مادیات قابل قیاس است؟ اما تبعیض و بی عدالتی حتی درون سازمانی و اقلیت ویژه خوار در نظام تعلیم و تربیت شعله ی عشق او را خاموش می کند. عامل بی احترامی به معلم:  

رسول خدا(ص) فرمود: «حق سه نفر را جز منافق کوچک نمی شمارد: ۱-آن که مویش در اسلام سفید شده ۲-پیشوای دادگر ۳-معلم خوبی ها» با توجه به گنجینه ی گهربار معصومین در منزلت معلم روشن است که نیاز اساسی معلم بعد مادی نیست  

اگر شاگردان معلم که امراء و صاحب منصبان جامعه شده اند عامل به گفتار رسول خدا(ص) و ائمه(ع) باشند بی تردید رشد فرهنگی و سایر ابعاد جامعه و در نهایت منویات سید علی خامنه ای(مد ظله) به ثمر نشسته و جامعه ی آینده اسلامی ما آباد، پیشرفته و بری از تمام نواقص و هجمه های بیگانگان خواهد بود.  

بنابر این اگر بخواهیم عوامل بی حرمتی به معلم را نابود کنیم و اگر بخواهیم جامعه ی پیشرفته و عامل به سبک زندگی اسلامی و سالم و پویا داشته باشیم بر اساس کلام نورانی مقام معظم رهبری که فرمودند: بر آحاد جامعه و مسؤولان لازم است که شأن و حرمت معلم را حفظ کنند باید معلم را همچون اساتید دانشگاهی و پزشکان و مهندسان و حتی بالاتر از ایشان ارج و قدر نهیم و صندلی ویژه در شأن وی در رسانه ها و محافل علمی و اجتماعی اختصاص دهیم زیرا معلم تنها موجود مکرم خداست که مشتریانش انسان و تولیدش انسانیت و مقصدش حیات طیبه است و چون کوهی است که ریشه و ارتفاعش دیده نمی شود. 

 معلم بزرگ است چون مربی انسان های بزرگ دینی و علمی عالم هستی است. معلم خورشید انسان ساز است بنابراین جامعه باید به جای بزرگترها بزرگان را قدر ربداند. لذا از مهمترین و اولویت دارترین برنامه و عنصری که می تواند موجبات ترقی شأن و مقام معلم شود وجود مدیران و مدیریت شایسته و معلم نهاد در تراز معلمان است که پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مغفول مانده و حلقه ی مفقوده به شمار می رود.  

چرا که برای نمونه می توان در مقایسه با دیگر وزارتخانه ها و نهادها با آموزش و پرورش با۱۲ وزیر که عموماً غیر مربوط بوده اند و طوفان تغییرات در بدنه ی مدیریت اشاره نمود که آسیب های جبران ناپذیری به خود دیده است و آثار سوء روحی روانی و ساختاری و مادی بجای مانده است. 

 بنابراین معلم می خواهد  

1) که عزل و نصب در آموزش و پرورش از رابطه و قبیله ای به ضابطه ی علمی و اصولی تبدیل شود. مثل سیستم بانکی.  

۲) که شریک و سهامدار در رشد علمی و صاحب نظر در امور اجتماعی باشدو دیده شود. 

 ۳) که صندلی مخصوص در رسانه ها به ویژه صدا و سیما داشته باشد. 

 ۴) که فرزندش به معلم بودنش افتخار کند. 

 ۵) فاصله ها و بی عدالتی ها در آموزش و پرورش هم درون سازمانی و هم با سایر نهادهای علمی همچون وزارت علوم برداشته شود. 

 ۶ ) با رهبر فقیه و هوشمند خود همنشین باشد و نشست های صمیمی و علمی داشته باشد. 

 ۷) مدیران اهل و شایسته و جوان کارآمد سکاندار نظام تعلیم و تربیت باشند و از جنس خود باشند و حق انتخاب مدیران را داشته باشد. 

 ۸)همچون اساتید بازوی رهبری باشد و دفترنمایندگی ولی فقیه در این نهاد انسان ساز تأسیس شود. 

 ۹) رویکرد هزینه ای مجلسیان و امراء و مسؤولان به معلمان و آموزش و پرورش (که زمانی شاگردشان بودند) به سرمایه گذاری و ثروت سازی و شایسته پروری تغییر کند(شاگردی خود را فراموش کردند که حالا درشتی می کنند). 

 ۱۰) ممنوعیت خصوصی سازی و هیأت امنایی کردن مدارس که تجربه ی تلخ مدارس غیر انتفاعی و دانشگاه آزاد نمونه هایی از این سیاست می باشد. 

 ۱۱)معاونت پرورشی به دو مقطع ابتدایی و متوسطه و یا تفکیک جنسیتی تقسیم شود. معلمان پیرو خط امام و رهبری معلمان با ولایت تا شهادت  

نویسنده: معلم زارع از سمنان  

برگرفته از سایت سبزوارنگار



تاريخ : دوشنبه ۲۲ دی۱۳۹۳ | 12:29 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
نامه ی سرگشاده ی جمعی از معلمین به رئیس جمهور 

 

رئیس جمهور محترم!  

 

همه واقفیم جامعه ی معلمان و خانواده هایشان و نیز جمعیت دوازده ونیم میلیونی دانش آموزان (بدون احتساب خانواده هایشان) بیش از یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می دهند و عدم آرامش روحی معلمان چه لطمه ای به پرورش نسل آینده کشور می زند. لذا توجه به دغدغه های معلمین می تواند در تأمین این مقوله مؤثر واقع شود. سبزوار نگار

بسمه تعالی

نامه ی سرگشاده ی جمعی از معلمین به رئیس جمهور رئیس جمهور محترم!

با تشکر از حضرت عالی جهت اجرای طرح نظام سلامت و تبریک به جامعه ی زحمتکش پرستاران عزیز، به خاطر اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری، و تشکر از این که مقوله ی سلامت جسمانی مردم در اولویت برنامه های دولت قرار گرفته است. شکی نیست سلامت روحی و روانی جامعه نیز از جایگاه بالایی برخورداراست. چرا که به اعتراف اکثر پزشکان؛ مشکلات روحی و عصبی؛ ریشه ی بسیاری از بیماریهاست. همه واقفیم جامعه ی معلمان و خانواده هایشان و نیز جمعیت دوازده ونیم میلیونی دانش آموزان (بدون احتساب خانواده هایشان) بیش از یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می دهند و عدم آرامش روحی معلمان چه لطمه ای به پرورش نسل آینده کشور می زند.

لذا توجه به دغدغه های معلمین می تواند در تأمین این مقوله مؤثر واقع شود. متن زیر بخشی از خواسته ها و سؤالات و درد دل های اکثریت معلمین کشور می باشد که با زبانی ساده و به دور از تعارفات و ملاحظات مرسوم آمده است قبلاً بابت آن عذر خواهیم.

جناب رئیس جمهور! امروزه اداره ی زندگی و تأمین هزینه های کمر شکن آن برای اکثر معلمین شاغل و بازنشسته غیر ممکن شده و اکثریت آن ها خسته از بی عدالتی و تبعیض و شرمنده ی همسر و فرزندان خود می باشند. رئیس جمهور محترم خود می دانید زمانی که قیمت دلار از ۱۲۰۰تومان به ۳۵۰۰تومان و تورم هم به ۴۵درصد رسید، قدرت خرید ما معلمین نصف و حتی به یک سوم کاهش یافت و هزینه های زندگی سرسام آور شد. هزینه هایی که بنا بر اعلام اخیر بانک مرکزی در یک خانواده ی تهرانی ۳۵میلیون ریال و یک خانواده ی شهرستانی ۲۵میلیون ریال برآورد شده است. جناب رئیس جمهور! چند ماه قبل، لایحه ی نظام رتبه بندی معلمان به دلیل بار مالی در مجلس تصویب نشد اما اخیراً قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری اجرا شد که به موجب آن حداقل حقوق پرستاران بدون احتساب کارانه و حق شیفت و پاداش و مزایای دیگر هیجده میلیون ریال تعیین و حکم آن ها از اول آبان۹۳ اجرایی شده است همچنین کارانه ی ماهیانه آن ها از ۲میلیون ریال به ۴میلیون ریال افزایش یافت.

حال از حضرت عالی این سؤال را داریم که چطور می شود این طرح با وجود پرسنل زیاد پرستاران عزیز بار مالی آن تأمین شد؟ چرا این طرح احتیاج به مجوز مجلس نداشت، اما طرح رتبه بندی معلمان دارد؟ آقای رئیس جمهور! یک معلم؛ نه کارانه ی ماهیانه دارد نه اضافه کار، نه حق مسکن دارد و نه حق ایاب و ذهاب، نه حق مأموریت دارد و نه حق شیفت، نه بن خرید کالا دارد و نه کمک های غیر نقدی ماهیانه، نه پاداش آخر سال دارد و نه مانند شرکت های دولتی پاداش بستن حساب ها، نه مانند کارکنان زحمتکش بانک ها، وام های چند ده میلیونی با درصدهای پایین جهت خرید خودرو و آپارتمان دارد که در آخر خدمت هم تمام آن وام ها بخشیده شوند و در هنگام بازنشستگی صاحب چندین واحد آپارتمان و خودرو شود، نه مؤسسات مالی و اعتباری همانند قوامین و حکمت ایرانیان و میزان که وام های متعدد با درصدهای پایین به پرسنل خود بدهند. آقای رئیس جمهور! ما معلمین فقط و فقط یک حقوق ثابت ماهیانه داریم که حداقل ۳میلیون ریال آن بابت انواع و اقسام بیمه های درمانی، تکمیلی، عمر و خودرو، بازنشستگی و مالیات، کسر می شود و البته یک عیدی ۵میلیون ریالی که به همه ی کارکنان پرداخت می شود و همچنین یک پوشه پر از تقدیر نامه های کاغذی مسؤولین، فرمانداران، استانداران و نمایندگان مجلس که در روز معلم اهدا می شود.

جناب رئیس جمهور! مگر بین یک فوق لیسانس یا دکترای تخصصی در آموزش و پرورش با همنام خود در وزارت علوم چه تفاوتی است که میانگین حقوق این عزیزان در آموزش و پرورش ۱۵تا۲۰میلیون ریال با ۲۴ساعت موظف در هفته می باشد اما در آموزش عالی ۴۰ تا یکصد میلیون ریال با ۱۲ساعت موظف در هفته می باشد؟! مگر تعطیلات ۳ماهه ی تابستان شامل اساتید محترم و زحمتکش دانشگاه نمی شود؟ مگر غیر از این است که در دانشگاه به دلیل داشتن دانشجویان شهرستانی چند هفته از اول ترم و چند هفته قبل از امتحانات و چند هفته قبل از عید و چند هفته بعد از عید کلاس ها تعطیل است؟ آقای رئیس جمهور! دولتمردان گذشته و نمایندگان قبلی و فعلی مجلس معتقدند آموزش و پرورش مصرف کننده است و منبع درآمدی ندارد و یا این که پرسنل آموزش و پرورش بسیار زیاد است حال ما این سؤال را داریم

مگر وزارت علوم مصرف کننده نیست؟

مگر تعداد پرسنل نیروهای محترم نظامی و انتظامی و پرستاران و… کمتر از تعداد کل معلمین است؟

چرا همیشه آموزش و پرورش با کسری بودجه میلیاردی مواجه است؟

چرا یک بار در این ۳۰سال اخیر، در جراید و اخبار و رسانه ها و سایت های خبری از کسری بودجه وزارتخانه های دیگر دیده یا شنیده نشده است؟!

جناب رئیس جمهور! چرا پاداش آخر خدمت یک بازنشسته ی فرهنگی باید یک دوم یا یک سوم دیگر کارکنان دولت باشد که آن هم به صورت قسطی طی چند سال به حساب آنان واریز شود که با احتساب تورم سال های اخیر ارزش آن به مرور زمان نصف شود اما پاداش دیگر کارکنان دولت به صورت یک جا به حساب آن ها واریز شود و با این پاداش می توانند در شهرستان ها یک آپارتمان تهیه کنند و یا برای دوران بازنشستگی شغلی دست و پا کنند.

جناب رئیس جمهور! ما معلمین؛ فراموش شده ایم نه فقط در دولت شما که در دولت های قبلی هم و ضع به همین منوال بوده است تا کی چشم و گوش خود را در برابر این همه تبعیض ببندیم؟ کارد به استخوان ما رسیده است. صورتی برایمان نمانده که بخواهیم آن را با سیلی سرخ نگه داریم.

اگر سمعکی از جنس انصاف باشد صدای له شدن و خرد شدن استخوان هایمان زیر چرخ هزینه های زندگی به گوش می رسد. در پایان، جناب رییس جمهور، ما فقط خواهان رفع تبعیض بین کارکنان تحت امرتان هستیم و نیز خواستار اجرای سریع تر طرح رتبه بندی معلمان قبل از پایان سال و اعمال آن در حکم سال جاری هستیم. البته نه طرحی مانند طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق، که حقوق معلمان را با خودشان هماهنگ کرد و همچنین بیشتر دستگاه های دولتی خودرا از آن مستثنی کردند، و آن هایی که نتوانستند، فیش های مخفی برای پرسنل خود صادر کردند و نیز نه آن طرحی که معلمان برای رسیدن به مزایای آن، از هفت خوان رستم بگذرند، یا به جان یک دیگر بیفتند.



تاريخ : پنجشنبه ۱۸ دی۱۳۹۳ | 22:32 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
سوالات جلسه خواستگاری:

من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سوال ساختن را می گویم، سوال را خودتان طرح کنید . نکاتی وجود دارد که در طرح سوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ….، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:

1 – فکر نکنیم که سوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جواب های مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم پرسش های را در همان جلسه نسبت به هر چیزی که مبهم هست، طرح کنیم.

2– پرسش های کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند.

مثلا این سوالات:

– نظر شما در مورد حجاب چیست؟

– شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟

– شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟

– میعارهای شما برای ازدواج چیست؟

– شما چه نقشی برای زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟

چون پرسش های این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد.

3 - به جای سوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.

* شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید پرسش های جزئی زیر را بپرسید؟

– آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟

– آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟

– آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟

– آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟

– آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟

– آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟

– آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟

– آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا …، اشکالی داره؟

– آیا یک آقا یا یک خانم پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟

– آیا برای یک خانم دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟

– آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟ و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید. (این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)

4- حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ پرسش های قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این پرسش های جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم. بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:

الف) سوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد:

مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و ….. یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟ مثلا: شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟ آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجره ای داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و …، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)

ب ) پرسش هایی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد:

مثلا: با پرسش هایی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ….؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سوال با سوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)

– کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.

– همچنین سوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و….،

ج ) انعطاف پذیری:

این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست. به این سوال توجه کنید: اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟ نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب. اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست) اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست) در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید: باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟

تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ….، یعنی بررسی همه جوانب و جوابی شبیه این: به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت 18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم. ( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است) نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و …هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد:

شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....

هـ) مسائل اقتصادی خانواده:

این بند هم باید با پرسش های ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟ درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟

و) میزان استقلال یا وابستگی فرد:

مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟ سئوال های فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید. یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟ یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟

ز) صفات شخصی و روانی:

افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و …. جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند. همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )، منزوی و بی علاقه به تفریح، (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ….، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در پرسش های باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:

این پرسش های را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم. این سئوال را دقت کنید: آیا وقتی ما در درون و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سر وقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟ آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟ آیا شما هم با این موافقید که خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟ چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟

ط) دوستان:

اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد. پرسش هایی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست) با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالبی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی) با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)

ی)خانواده فرد:

پرسش های دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و …، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.

ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و …. در فرد و خانواده شان:

این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند. ( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده تان در تصمیم گیری شما موثر هست) ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده: شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا …. سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد. آیا شما نیز نکته خاصی در ذهن دارید که از همسر آینده تان بپرسید؟ آن را با ما در میان بگذارید. امیدوارم انتخابی درست داشته باشید، و زندگی شما پر از شادی و همدلی باشد. منبع: همدردی



تاريخ : دوشنبه ۸ دی۱۳۹۳ | 11:48 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
هیچ کودکی نگران وعده بعدی غذایش نیست ، زیرا 

به مهربانی مادرش ایمان دارد 

ای کاش ما هم مثل او به خدایمان ایمان داشتیم .

                                                           " آیت الله بهجت " (ره ) 



تاريخ : جمعه ۵ دی۱۳۹۳ | 19:9 | نویسنده : علی حاجی عباسی |

دربي 79 عزيز دردانه هاي پايتخت كه قرار است امروز ساعت 18 برگزار شود به خبر اول رسانه هاي ملي و مطبوعات سراسري كشور تبديل شده است درسته كه روزهاي ديگر هم 99 درصد مطالب مطبوعات ورزشي كشور فقط در مورد استقلال و پرسپوليس مي باشد و چندين سال گذشته ديده ايم كه بازي اين دو تيم نه تنها از كيفيتي برخوردار نيست يلكه به جرات مي توانيم بگيم كه بي كيفيت ترين دربي تاريخ است كه نتيجه از پيش تعيين شده است صفر - صفر يا 1-1 در حالي كه ميلياردها پول بي زبان مردم صرف اين دو تيم عزيز دردانه پايتخت مي شود در حالي كه تيم هاي شايسته ي شهرستانها مثل سپاهان اصفهان - فولاد خوزستان - تراكتور سازي و ملوان و.... كه جام قهرماني گرفته اند يا فوتبال زيبايي بازي مي كنند يا مثل تراكتور سازي كه 70 روز در صدر جدول بوده و به مقام قهرماني نيم فصل رسيده است و بودجه هاي كمتري نسبت به تيمهاي دردانه پايتخت خرج مي كنند وآن هم نه از بودجه عمومي مملكت صدا و سيما ومطبوعات خيلي راحت از كنار اين مسائل مي گذرند مثلا چند روز پيش كه تراكتور قهرمان نيم فصل شد فقط در يكي و دوتا روزنامه تيتر خيلي كوچك زده بودند وهر فصل اشتباهات داوري حدود 15 امتياز به نفع استقلال و پرسپوليس و به ضرر تيم هاي قدر و مدعي شهرستاني مثل تراكتور و سپاهان و فولاد مي شود ولي خدا در جاي حق نشسته حق به حقدار خواهد رسيد با وجود تمام ناداوري ها در ظاهر سهوي ودر باطن برنامه ريزي شده



تاريخ : یکشنبه ۲ آذر۱۳۹۳ | 12:41 | نویسنده : علی حاجی عباسی |

 



تاريخ : پنجشنبه ۲۹ آبان۱۳۹۳ | 14:42 | نویسنده : علی حاجی عباسی |

 ﺷﺒﻲ ﻣﺎﺭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻛﺎﻥ ﻧﺠﺎﺭﻱ می شود ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ.ﻭ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺠﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﻛﺎﺭﺵ ﺭﺍﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ.آﻥ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺍﺭﻩ ﻛﺎﺭﺵ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﻮﺩ همین طورﻛﻪمارﮔﺸﺘﻲ ﻣﻴﺰﺩ ﺑﺪﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺭﻩ ﮔﻴﺮ ﻣﯿﻜﻨﺪ ﻭ ﻛﻤﻲ ﺯﺧﻢ ﻣﻴﺸﻮﺩ.ﻣﺎﺭ ﺧﻴﻠﻲ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺍﺭﻩ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩﻛﻪ ﺳﺒﺐ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻱ ﺩﻭﺭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺍﻭ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺭﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﮔﺶ ﺣﺘﻤﻲ اﺳﺖ ﺗﺼﻤﻴﻢﻣﻴﮕﯿﺮﺩﺑﺮﺍﻱ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﺪﻳﺪﺗﺮ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﻨﺪﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺭﻩ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﭘﻴﭽﺎﻧﺪ ﻭ ﻫﻲ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺍﺩ . ﻧﺠﺎﺭ ﺻﺒﺢ ﻛﻪ ﺁﻣﺪﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺑﺠﺎﯼ ﺍﺭﻩ ﻻﺷﻪیﻣﺎﺭﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺯﺧﻢ ﺁﻟﻮﺩ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮ بی فکری ﻭ ﺧﺸﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺣﻴﺎﻧﺎ ﺩﺭﻟﺤﻈﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﻴﻢ ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪﻣﻴﺸﻮﻳﻢﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻳﺮﺷﺪﻩ ... ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻴﻢ ﺍﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﻬﺎ؛ﺍﺯﺁﺩﻣﻬﺎ؛ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ؛ﮔﻔﺘﺎﺭﻫﺎ؛ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﺩﻫﻴﻢ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻭ ﺑﺠﺎ.ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﻳﺶ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻭﺍﻋﺘﺮﺍﺽﻛﻨﻲ

bargerefte az sit dustam hasan



تاريخ : دوشنبه ۲۶ آبان۱۳۹۳ | 19:52 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
منابع آزمون علمی - تخصصی مشاوران
 
تاريخ : 93/08/06

عنوان

مولفان/مترجمان

انتشارات

 

مشاوره  تحصيلي

1

راهنمايي و مشاوره تحصيلي

سيد مهدي حسيني بيرجندي

رشد

2

برنامه ها و فعاليت هاي راهنمايي و  مشاوره در دوره متوسطه 

اداره كل امورتربيتي و مشاوره

وراي دانش

3

مشاوره تحصيلي – شغلي

شفيع آبادي

سمت –رشد

4

راهنمايي و مشاوره تحصيلي

احمد صافي

رشد

مشاوره شغلي

1

مشاوره شغلي (رويكرد كل نگر )

زونكر ، ترجمه علي محمد نظري

سمت

2

نظريه هاي انتخاب شغل

شفيع آبادي

رشد

3

برنامه هاي آمادگي شغلي

‌سيزارا فمن ،‌ويليام بندات ، دايان سركي كيك ، ترجمه مرجان فرجي

رشد

بهداشت روان

1

بهداشت رواني با نگرش به منابع اسلامي

جمعي از مولفان

حوزه و دانشگاه

2

بهداشت رواني

سعيد شاملو

رشد

3

بهداشت رواني

شهيدي و همكاران

سمت

4

بهداشت رواني

سيد ابوالقاسم حسيني

آستان قدس

آسيب شناسي رواني – اجتماعي

1

كاپلان

ترجمه پورافكاري

رشد- ساوالان-ارجمند

2

هالجين

ترجمه سيد محمدي

رشد

3

مشكلات نوجواني و جواني

اكبري

ساوالان

4

روانشناسي مرضي (جلد 1و2)

دادستان

سمت

آزمون ها

1

راهنمايي سنجش رواني جلد 1و 2

حسن پاشا شريفي و نيك خو

رشد

2

آشنايي با آزمون سازي و آزمون هاي رواني

ابوالفضل كرمي

روان سنجي

3

آزمون هاي رواني جلد 1و2

هادي بهرامي

دانشگاه علامه طباطبايي

خدمات مشورتي مدرسه

1

سازماندهي و اداره خدمات راهنمايي و مشاوره

احمدصافي

انتشارات روان

2

مباني راهنمايي و مشاوره

ثنايي و همكاران

رشد

3

مدارس بدون شكست

ويليام گلاسر ترجمه خانم حمزه

رشد

مشاوره خانواده

1

دانش خانواده

جمعي از مولفان

سمت

2

خانواده درماني كاربردي

اشرف السادات موسوي

دانشگاه الزهرا

3

نوجوان در خانواده درماني

فريده همتي

رشد

4

فنون خانواده درماني

فرشاد بهاري

رشد

5

مباني زوج درماني و خانواده درماني 

علي محمد نظري

علمي

                                                     زمان آزمون ۲۵ دي ۹۳

 



تاريخ : یکشنبه ۱۸ آبان۱۳۹۳ | 10:44 | نویسنده : علی حاجی عباسی |


 

پرسيدم از هلال چرا قامتت خم است           آهي كشيد و گفت كه ماه محرم است

 

گفتم كه چيست ماه محرم به ناله گفت             مــاه عــــزاي سيــد اولاد آدم است

 



تاريخ : شنبه ۱۰ آبان۱۳۹۳ | 20:6 | نویسنده : علی حاجی عباسی |

 به گزارش سیتنا، روزنامه خراسان نوشت: دختر ۱۷ ساله که در اتاق مشاوره پلیس فتا اشک می ریخت، در حالی که سرش را میان دو دستش گرفته بود و به آینده تاریک خود می اندیشید در میان هق هق گریه به بیان ماجرای تلخ لانه وحشت پرداخت و گفت: وقتی سال اول دبیرستان را با نمرات خوب قبول شدم به پدرم اصرار کردم تا یک گوشی هوشمند تلفن همراه برایم بخرد.

پدرم که از قبولی من در امتحانات خرداد خیلی خوشحال بود گوشی تلفن زیبایی را به عنوان هدیه قبولی برایم خرید. از آن روز به بعد فقط وارد شبکه های اجتماعی می شدم و با دوستانم چت می کردم. روزهای تابستان را با دوست یابی های شبکه ای سپری می کردم و هر روز دوستان جدیدی به گروه ما اضافه می شد تا این که در این میان جملات عاشقانه و احساسی پسر جوانی توجهم را به خود جلب کرد.

آن قدر از جملات ادبی و زیبای «آرمان» لذت می بردم که ناخواسته با او تماس گرفتم و خواستم مطالب بیشتری برایم بفرستد. این گونه بود که رابطه تلفنی من و آرمان شروع شد، اما مدت زیادی نگذشت که به او علاقه مند شدم.

روزهای آغازین مهر هم گوشی تلفنم را پنهانی به مدرسه می بردم تا بتوانم پاسخ پیامک های آرمان را بدهم. در همین روزها آرمان برای این که بتواند در مورد زیبایی من جملاتی بنویسد، از من خواست تا عکس بدون حجاب و با پوشش دختران غربی برایش بفرستم. من هم بدون آن که به کسی چیزی در این رابطه بگویم با گوشی تلفن عکسی از خودم گرفتم و برایش فرستادم.

از آن روز به بعد آرمان تهدیدم کرد که اگر برای حذف عکس از گوشی نزد او نروم عکسم را برای پدرم ارسال می کند. خیلی ترسیده بودم اگر پدرم تصویر مرا آن گونه می دید چه پیش می آمد؟ نمی توانستم تصمیم درستی بگیرم، حتی نتوانستم موضوع را برای مادرم که رازدار اصلی زندگی ام بود بازگو کنم. آن روز به خانه مجردی آرمان رفتم و او نه تنها عکسم را حذف نکرد بلکه مرا مورد آزار قرار داد و از صحنه های شیطانی خود فیلم گرفت که همین فیلم زمینه های سوء استفاده های بیشتر او را فراهم کرد تا این که یک روز دیگر مرا به همان خانه مجردی کشاند و به همراه ۸ تن دیگر از دوستانش که در خانه پنهان شده بودند مرا مورد آزار و اذیت قرار داد.

دیگر همه هستی ام را از دست داده بودم و چاره ای نداشتم جز آن که ماجرا را برای مادرم بازگو کنم. حالا هم اگر چه با کشف فیلم ها، آرمان روانه زندان شد اما زندگی من در بیراهه ای تاریک قرار گرفته است.

www.citna.ir/news/17379برگرفته از سايت

اين است نتيجه ي گوشي خريدن براي دانش آموزان و ...



تاريخ : یکشنبه ۴ آبان۱۳۹۳ | 11:40 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
 ۹ نکته درباره ازدواج که پدر و مادرتان به شما نگفته اند...!! 1

1- وقتی بلد نیستیم ارتباط برقرار کنیم، بعید است ازدواج خوبی داشته باشیم زیرا ازدواج به مهارت‌های ارتباطی بالایی احتیاج دارد. مهارت‌های ارتباطی موضوع پیچیده‌ای نیست. در درجه اول ارتباط با خودمان باید درست باشد. کسی که خودکم‌بین است ارتباط‌هایی دارد نه به خاطر عشق و تعهد بلکه به خاطر این‌که ضعف‌های درونی‌اش را پر کند. همسر چنین آدمی همیشه باید طوری عالی باشد که این آدم، اعتمادبه‌نفس نداشته‌اش را از او دریافت کند، این می‌شود یک رابطه انگلی عاطفی.

-2 وقتی خودشیفته هستی، ازدواج نکن زیرا همیشه احساس می‌کنی حرف‌های تو، سلیقه تو، طرز حرف زدن تو، مطالعات تو، دین‌داری تو، اخلاقیات تو و سکوت‌های تو خیلی خاص‌اند و همسرت باید فعلا تو و رازهای نبوغت را کشف کند. آدم‌های خودشیفته به راحتی توانایی نادیده گرفتن احساسات و شعور دیگران را دارند و ممکن است به خودشان حق بدهند به راحتی خیانت کنند.

-۳ مراقب آدم‌هایی باش که ظاهر اجتماعی موفقی دارند و خیلی حواسشان به همه جزییات زندگی تو هست! گاهی این افراد زمینه اختلال شخصیتی پارانویا دارند یعنی شک و بدبینی. بدبین‌ها زندگی خود و شما را پس از ازدواج جهنم می‌کنند. ایشان استعدادی عجیب و هوشی سرشار و عقلی ناقص دارند! تمام هم و غمشان این است که تو در نامزدی قبلی خود چه تجربیاتی داشته‌ای، کدام رستوران‌ها رفته‌ای. همه ساعاتی که باید صرف رشد تو در ارتباط عاطفی‌ات شود، حرام قانع کردن یک آدم مریض می‌شود. در دوره نامزدی می‌شود رفتارهای افراد شکاک را شناخت. یادت نرود شکاک ویروسی به تو می‌زند که بعدا توجه نرمال یک آدم نرمال را خیلی کم و ناکافی ببینی

-۴ مراقب باش خیلی کمال‌طلب نباشی زیرا کمال‌طلب perfectionist چنان همه چیز را سخت می‌گیرد (نامزدی،مراسم عروسی، تشریفات بعد از ازدواج) که زندگی جهنم می‌شود. کمال‌طلبها فقط وارد بخش‌هایی از زندگی می‌شوند که برنده بشوند و لذت بسیاری از فرصت‌های ناب زیستن را از دست می‌دهند

-5ین روزها مراقب “چسبندگی عاطفی” هم باید بود. دختران و پسرانی هستند که به شدت احتیاج دارند که شما حالشان را خوب کنید در حالی‌که ما در زندگی خودمان بیشتر موظفیم حال خود را ردیابی کنیم. مردانی این چنین توقع دارند که شما همیشه خوشگل و مرتب و خوش‌اخلاق باشید. این مردان درکی از همسرشان دارند شبیه مادر. مادر، زنی است که همیشه در دسترس، مهربان و حامی است. همسر اگر این چنین باشد اول از همه خودش در هم می‌شکند زیرا ما بناست فقط با فرزندانمانم تا این حد در دسترس باشیم. برای شوهر باید همسری کرد

-۶ هر چقدر نگران اعتیاد به مواد مخدر در نامزدتان هستید، بترسید از این‌که طرف اعتیاد هیجانی داشته باشد یعنی همیشه باید چیزی جدید در زندگی‌اش باشد تا او احساس رضایت کند. حالا این ممکن است با تغییر زودبه‌زود شغل و رشته تحصیلی و مطالعات آزاد او باشد یا ممکن است وارد ارتباط‌های او بشود و هر از گاهی باید ارتباطی موازی را تجربه کند تا شما را دوست داشته باشد. چنین ازدواج‌هایی خطرناکند زیرا دایم باید همسرتان را بپایید تا دمی به خمره نزند .

-۷ شاید از فلسفه ازدواج شنیده باشید. ازدواجی موفق است که همه چیز شما نباشد. ما حال خوبمان را از چند منبع می‌گیریم: خانواده خود، کار خوب، تحصیلات، تاثیرگذاری اجتماعی، دوستان خودمان و ازدواج. وقتی همه حال خوب خود را به عهده همسر بگذاریم یا نامزدتان به عهده شما ‌بگذارد، بازی بسیار خطرناکی آغاز شده است زیرا هیچ انسانی چنین قابلیتی ندارد که در درازمدت شما را خوشحال نگه دارد

-۸ نیم‌نگاهی به روابط نامزدتان با خانواده‌اش بیندازید زیرا الگوی رابطه او با مادر و پدرش کلیدهای زیادی در اختیار شما قرار می‌دهد. مثلا در دوره نامزدی هر بار که با فرهاد بیرون رفته‌ای مادرش ۱۰ بار تماس گرفته است یا مادر نازنین دایم ساعت ورود و خروج این دختر ۲۵ ساله را چک می‌کند. معنی‌اش این است که در این خانه فضای کنترل زیادی حاکم است و خانواده برای حریم شخصی خیلی اهمیت قایل نیستند. بنابراین اگر روزی دیدی همسر تو (دختر این خانواده) دارد پیامک‌های تلفن همراه تو را بدون اجازه تو می‌خواند، نباید شاخ دربیاوری زیرا به حریم شخصی او احترامی نگذاشته بودند که الان او این کار را بلد باشد

-۹ در حال حاضر مهم‌ترین دلیل طلاق در ایران مسایل جنسی است. بدون رودربایستی باید هشدار داد که دانش جنسی خود را با کلاس‌ها و کتاب‌های خوب و سوال کردن از متخصصان بالا ببرید، به شدت تاکید دارم به سلیقه جنسی خود احترام بگذارید؛ مثلا اگر خواستگار شما بسیار لاغر است و شما از فردی توپرتر خوشتان می‌آید، اگر چیزهای خوب دیگرش را پذیرفته اید، خوب است به او نیز این سلیقه خود را اطلاع دهید تا کمی تغییرش دهد. خیلی خوب نیست که بعدا حسرت چهره و تیپ یکی دیگر را بخورید. خیلی ظریف باید از شباهت نیازهایی از این دست در خود و نامزد مطلع بود تا بعدا گرفتاری ایجاد نشود..



تاريخ : جمعه ۲ آبان۱۳۹۳ | 12:56 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
عکس نوشته های خواندنی (1)



تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور۱۳۹۳ | 11:43 | نویسنده : علی حاجی عباسی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.