اقدام عملی

سه تا قورباغه در رودخانه روی برگی نشسته اند و بطرف پایین رودخانه میروند.

یکی از آنها میخواهد جدا شود و تصمیم میگیرد که در آب بپرد. حالا چند تا

 قورباغه روی برگ باقی مانده اند؟...

عده ای جواب میدهند: «دو تا» . اما اشتباه است! سه تا. زیرا تصمیم به پریدن و

پریدن دو چیز متفاوت است. شما تا حالا چند بار تصمیم گرفته اید رژیم بگیرید اما

سه ماه بعد که روی ترازو رفته اید دیده اید وزنتان هیچ تغییری نکرده است؟! تا حالا

 چند بار تصمیم گرفته اید سیگار را ترک کنید اما روز بعد دوباره یک نخ کشیده اید؟! تا

حالاچند بار تصمیم گرفته اید آخر هفته، اتاقتان را تمیز کنید اما اول هفته ی بعد دیده

اید وضع آن نسبت به قبل بدتر شده است!؟ سرفرانسیس بیکن می گوید: «دانش،

قدرت است» حق با اوست. اما چیزی را فراموش کرده، عبارتی که این جمله را کامل

میکند:«دانشی که از آن استفاده شود، قدرت است» اگر شما چیزی را بدانید اما آن

را در زندگی بکار نبندید، مثل این است که آن را اصلاً نمیدانید. به همین سادگی!

منبع:مشاور ناشناس

به نقل از وبلاگ راز دوست و همکارم

ارتباط شخصیت و گروه خونی

تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که شاید گروه خونی افراد در شکل گیری شخصیت آنها موثر باشد؟
در بسیاری از کشورها از جمله ژاپن مردم عقیده دارند که گروه خونی در شخصیت و موفقیت های شغلی نقش دارد و حتی هنگام ازدواج نیز به گروه خونی یکدیگر اهمیت می دهند.
در کشورهای غربی نیز معتقدند که گروه خونی افراد، شخصیت آنها را متاثر می سازد و به این ترتیب تفاوت های افراد را تا حدودی به تفاوت های گروه خونی آنها ارتباط می دهند.
جالب است بدانید که در جنگ جهانی دوم ، ژاپن سربازان را طبق گروه خونی آنها در یک گردان دسته بندی می کرد. این نظریه ، در نهایت برای هر گروه خونی ویژگی های خاص آن را تعیین می کند:

گروه خونی O :

این یک گروه خونی کلی و اصیل است و افرادی که این گروه خونی را دارند در سرتاسر جهان وجود دارند. به همین دلیل نیز اهداکنندگان عمومی هستند، چرا که گروههای دیگر از آن مشتق می شوند. پس همه می توانند دریافت کننده آن باشند.
افرادی که این گروه خونی را دارند از نظر ویژگی های روانشناسی و شخصیتی افرادی اجتماعی و سالم بوده ، تمایل به خوردن غذاهای گوشتی و میوه ها دارند و میل چندانی به گروه غلات ندارند.
چنین افرادی می توانند سیاستمدار، وزیر، سرمایه گذار یا ورزشکار خوبی باشند.

گروه خونی A :

گروه خونی بعدی گروه خونی A است که دومین رتبه را از نظر فراوانی به خود اختصاص می دهد.
چنین گروه خونی در افرادی که در آسیا و خاورمیانه زندگی می کنند، بیشتر دیده می شود. این افراد توانایی بیشتری برای مقابله با بیماری های عفونی دارند.
البته در مناطق مدیترانه ای نیز به اندازه منطقه هند و اروپایی گستردگی دارند. این افراد بیشتر به غلات و کمتر به گوشت علاقه دارند.
افرادی عموما خوشبین هستند و در کارهای گروهی سازمان دهنده ، مطیع و در عین حال نیرومند هستند. انعطاف پذیر، تودار و بدون اعمال خشونت هستند و برای کارهای حسابداری ، امور اقتصادی و مالی ، برنامه نویسی ، مهندسی کامپیوتر و نویسندگی شایسته هستند، همچنین کتابداران خوبی نیز هستند.

گروه خونی B :

افرادی که گروه خونی B دارند، علاقه مند به محصولات لبنی و گوشتی هستند و به طور کلی به محصولات کشاورزی نیز تمایل دارند. در جنوب چین بسیاری از افراد دارای این گروه خونی هستند.
این گونه افراد می توانند خود را با شرایط گوناگون وفق دهند. افرادی رک ، حساس ، دارای پشتکار، ناشکیبا و غیرقابل پیش بینی هستند.
رازدار خوبی نیستند و نمی توان اسرار خود را به آنها گفت. این افراد شایسته نویسندگی ، روزنامه نگاری ، هنر و کارهای فکری هستند و می توانند مجری یک برنامه تلویزیونی ، یک بازیکن گلف و آرایشگر خوبی باشند.

گروه خونی AB :

چنین افرادی ویژگی های مابین گروه های خونی A و B را دارند و در اروپای شرقی بسیار دیده می شوند. به انواع غذاها گرایش دارند. در بیشتر شرایط و موقعیت های پیچیده ، صحبت خود را به آرامی می گویند. افرادی منطقی ، حسابگر و صادق ، محافظه کار و روراست هستند. اگر عصبانی شوند براحتی کسی را نمی بخشند. چنین افرادی برای مدیریت ، قضاوت ، نمایندگی ، کارمندی و کارفرمایی ، هر دو مناسب هستند.
بسیاری از آنها نیز ویژگی های لازم برای معلم بودن و تدریس را دارند. البته مقایسه هایی نیز میان گروه های خونی گوناگون مطرح می شود.
افرادی که گروه خونی O دارند علاقه بیشتری به تکروی و مشاغل مدیریتی از خود نشان می دهند و خواهان استقلالند، در حالی که افرادی با گروه خونی A تمایل به فعالیت های گروهی دارند و از هماهنگی لذت بیشتری می برند.
به طور کلی گروههای خونی گوناگون موجب پرداختن یا مقاومت در برابر کارها شده ، گروهی در برابر استرس و فشارهای روحی مقاوم تر و برخی حساس تر هستند و از آنجا که بسیاری از دانشمندان زیست شناسی نیز تاثیر گروه خونی بر رفتار و کردار افراد را تایید می کنند، این مساله بتازگی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و در بسیاری از کشورها بویژه کشورهای صنعتی برای پستهای اجرایی و مدیریتی ، هنگام استخدام به نقش گروههای خونی اهمیت داده و بسیاری از جوانان بویژه خانمها نیز هنگام انتخاب همسر به گروه خونی طرف مقابل توجه می کنند تا از نظر پرداختن به کارهای گروهی ، ترجیح دادن مکانهای شلوغ به تنهایی و جاهای خلوت و تحمل استرس ، شخصی را که تناسب بیشتری با ویژگی های روحی خودشان دارد انتخاب کنند.

حرف های ناب

نودونه درصد از نگرانی های ما در زندگی

 هرگز اتفاق نمی افتد . دیل کارنگی

لیوان آب را زمین بگذار

لیوان آب را زمین بگذار

مهارت‌های زندگی > فرد  - محسن احمدی:
استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب برداشت و آن را بالا گرفت تا همه ببینند.

سپس از شاگردان پرسید: «به‌نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟» شاگردان جواب دادند: «50 گرم.» استاد گفت: «من بدون وزن کردن نمی‌دانم وزنش چقدر است. اما پرسش این است اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین‌طور نگه دارم چه اتفاقی می‌افتد؟» شاگردان گفتند: «هیچ اتفاقی نمی‌افتد.» استاد پرسید: «خب اگر لیوان را یک ساعت نگه دارم چطور؟» یکی از شاگردان گفت: «دستتان کم‌کم درد می‌گیرد.»

استاد گفت: «حق با توست. حالا اگر یک روز کامل آن را نگه دارم چطور؟» دیگری گفت: «ممکن است دستتان بی‌حس شود و بعد عضلات دستتان تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند و کارتان به بیمارستان خواهد کشید.» همه خندیدند. استاد گفت: «خیلی خوب است، ولی در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟» شاگردان پاسخ دادند: «نه.» استاد گفت: «پس چه چیزی باعث درد عضلات می‌شود؟ و در عوض چه باید بکنیم؟» شاگردان گیج شدند. یکی ناگهان گفت: «لیوان آب را زمین بگذارید.» استاد گفت: «دقیقا مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی‌تری به آنها فکر کنید درد می‌کشید

مفاهيم اساسي در نظريه آدلر

عنوان  :  مفاهيم اساسي در نظريه آدلر Fundamental concepts in Adler’s theory
نویسنده :  زهرا غلامي
كلمات كليدي  :  احساس حقارت، برتري جويي، سبك زندگي، خودخلاق، علاقه اجتماعي، روان شناسي شخصيت
احساس حقارت Inferiority feeling
  آلفرد آدلر معتقد بود، همه افراد در تجربه‌های نخستين‌شان در جريان مقايسه خود با جهان اطراف، دچار احساس ضعف و ناتوانی می‌شوند. كودك عملا می‌بیند كه در اطراف او، افرادي مستقل و نيرومند زندگي مي‌كنند كه قادرند به ميل و اراده خود، به هر كاري اقدام كنند. در حالي كه او در كليه امور زندگي، حتي رفع نيازهاي ابتدايي خويش، نيازمند ديگران است. بنابراين احساس حقارت در وي ايجاد مي‌شود. فرد براي غلبه بر اين حس ناخوشايند و جبران حقارت‌هاي خويش(خواه واقعي باشند يا خيالي) تلاش مي‌كند به برتري دست يابد.[1]
  به عقيده آدلر، احساس‌هاي حقارت، گريزناپذيرند و مهم‌تر اينكه، ضروري هستند. زيرا به وجود آورنده انگيزه اساسي براي تلاش، رشد، پيشرفت و موفقيت‌اند. در واقع احساس حقارت اگر از حد تجاوز نكند، سبب پيشرفت و ترقي آدمي است.[2]
 
 
عقده حقارت inferiority complex
  هنگامي كه فرد نتواند بر احساس حقارت خود غلبه كند، اين حس تقويت و تشديد گشته و منجر به شكل‌گيري عقده حقارت مي‌شود. آدلر اين وضعيت را به شكل "ناتواني در حل مشكلات زندگي" تعريف مي‌كند. وي معتقد است كه عقده حقارت به سه شيوه مي‌تواند در كودكي شكل گيرد:
1) حقارت جسماني: كودكي كه ضعف يا نقص جسماني دارد، ممكن است كه ناتواني‌اش را در مدار توجه قرار دهد و براي كسب توانايي برتر تلاش كند. اگر اين تلاش‌هاي جبراني موفقيت‌آميز نباشند، عقده حقارت در فرد شكل مي‌گيرد.
2) لوس كردن: كودكان نازپرورده به اين علت كه چيرگي بر مشكلات و سازگاري با ديگران را نياموخته‌اند، هنگامي كه در زندگي با مانعي برخوردند، به اين نتيجه مي‌رسند كه ناتواني خود آن‌ها موجب ناكامي شان شده است و دچار عقده حقارت مي‌شوند.
3) ناديده گرفتن: كودكي كه به علت بي‌تفاوتي و عدم توجه والدين يا حالت خصمانه آن‌ها، نيازهاي عشق و ايمني‌شان ارضا نشده، احساس بي‌ارزشي مي‌كند و عقده حقارت در او شكل مي‌گيرد.[3]
 
 
عقده برتري superiority complex
  از نظر آدلر اين امكان وجود دارد كه يك فرد در مقابل احساس حقارتش، گرايش به جبران بيش از اندازه پيدا كرده و دچار عقده برتری شود. در اين حالت، فرد گرايش به تكبر و سلطه‌جويي دارد و تصوري اغراق‌آميز از توانائي‌ها و پيشرفت‌هايش پيدا مي‌كند.[4]
 
 
اصل برتري جويي
  آدلر "برتري جويي" را اصيل‌ترين انگيزه زندگي و عاملي براي وحدت بخشيدن به شخصيت، كوشش در بهتر و كامل‌تر شدن شخص و به فعل درآوردن استعدادهاي بالقوه‌اش مي‌داند. منظور آدلر از برتري‌جويي، تسلط و رياست بر ديگران نيست، بلكه انگيزه‌اي است كه انسان را از هنگام تولد تا آخرين لحظه زندگي، از مرحله‌اي به مرحله ديگر پيش مي‌برد و جنبه اجتماعي او را تقويت مي‌كند.[5]
آدلر برتري‌جويي را مترادف با واژه كمال(perfection) مي‌داند و معتقد است انسان‌ها در سراسر زندگي خود، براي رسيدن به كمال تلاش مي‌كنند.[6]
 
 
غايت و هدف زندگي
  آدلر بر خلاف فرويد، معتقد بود كه رفتار انسان توسط غرايز و تكانه‌ها تعيين نمي‌شود، بلكه تابع هدف‌هايي است كه رو به سوي آينده دارند (رسيدن به كمال و برتري).[7]
  به نظر آدلر، هدف‌هاي كلي ما آرمان‌هاي خيالي هستند كه نمي‌توان آن‌ها را در برابر واقعيت سنجيد. وي در اين مورد مفهوم غايت نگري تخيلي(fictional finalism) را بيان مي‌كند، به اين معني كه انديشه‌هاي خيالي(مانند آرمان) وجود دارند كه ما به وسيله آن‌ها مسير زندگي خود را هدايت مي‌كنيم. بطور مثال مفهوم خداوند نمونه‌اي از اين آرمان در زندگي بشر محسوب مي‌شود.[8]
 
 
سبك زندگي style of life
  هر يك از ما براي غلبه بر احساس حقارت خود و دستيابي به برتري تلاش مي‌كنيم و براي رسيدن به اين هدف، روش‌ها، رفتارها و روال خاص خود را پي مي‌گيريم. آدلر اين الگوي منحصر به فرد از ويژگي‌ها، رفتارها و عادت‌ها را "سبك زندگي" ناميده است[9] و معتقد است كه از تعامل سه عامل بدني، رواني و اجتماعي شكل مي‌گيرد. به بيان ديگر سبك زندگي بر اساس تعامل‌هاي اجتماعي كه در سال‌هاي نخست زندگي صورت مي‌گيرد، ايجاد مي‌شود. و اين جريان در سن 4 يا 5 سالگي چنان تبلوري مي‌يابد كه پس از آن، دگرگوني‌اش دشوار است. در واقع از ديد آدلر، هر فرد با اراده آزاد خويش، مناسب‌ترين سبك زندگي را براي خود مي‌آفريند و هر گاه اين سبك زندگي خلق شد، ديگر در طول زندگي ثابت مي‌ماند و منش بنيادين ما را مي‌سازد.[10]
 
 
اثر ترتيب تولد birth-order
  آدلر ترتيب تولد را به عنوان يكي از اصلي‌ترين عوامل موثر اجتماعي در دوران كودكي دانست كه بر ماهيت سبك زندگي فرد اثر مي‌گذارد. وي معتقد بود فرزندان اول كه توجه كامل و دربست والدين را دريافت مي‌كنند، بعد از تولد فرزند دوم، ديگر اين توجه و عشق را مانند سابق به دست نمي‌آورند. به همين دليل دچار حسادت شده و احساس نفرت، ناامني شديد و خصومت به ديگران پيدا مي‌كنند. به اعتقاد آدلر افراد منحرف، مجرم و روان رنجور اغلب فرزندان اول خانواده هستند.[11]
  همچنين از ديد آدلر، فرزندان دوم رقابت‌جوتر و بلندپروازتر از خواهران و برادران خود هستند. رشد فرزندان آخر معمولا سرعت چشم‌گيري دارد و اگر خيلي نازپرورده شوند، ممكن است كه در بزرگسالي در كنار آمدن با مشكلات زندگي دچار مشكل گردند. تك فرزندان خودخواه‌تر از ديگران‌اند و در دوران بزرگسالي نيز همانند كودكي خود شديدا در پي آن هستند كه مركز توجه باشند. به همين دليل احتمال بيشتري وجود دارد كه ضربات شديد رواني را تجربه كنند.[12]
 
 
خود خلاق creative self
  به اعتقاد آدلر، شخصيت آدمي فقط از استعدادهاي ذاتي و تاثيرات محيط خارجي و تعامل بين اين عوامل شكل نمي‌گيرد، بلكه خلاقيت و ابتكاري نيز در اين ميانه وجود دارد. بدين معني كه انسان براي ارضاي ميل به برتري جويي خود، عوامل زيستي و اجتماعي را به صورت خلاقانه و ابتكاري در تجارب تازه بكار مي‌گيرد.[13]
  آدلر معتقد بود، سبك زندگي در بهترين صورت خود شامل روشي خلاق و مثبت است كه به فرد اجازه مي‌دهد انرژي‌هاي خود را در راه‌هاي مثبت و سازنده بكار اندازد.[14]
 
 
خودآگاهي Self awareness
  آدلر وجود ضماير "نيمه آگاه" و "ناخود آگاه" را در انسان نفي كرد و اعتقاد داشت كه "خودآگاهي" در شكل‌گيري شخصيت انسان نقش عمده‌اي دارد. در واقع انسان از اعمال خود آگاهي دارد و مي‌داند چه كند، چرا مي‌كند و هدف او چيست. مي‌تواند هدفي را پيش‌رو داشته و براي رسيدن به آن كوشش كند و راه رسيدن به هدف‌ها را آگاهانه برگزيند.[15]
 
 
علاقه اجتماعي social interest
  آدلر در اواخر عمر خود به اين اعتقاد رسيد كه آدم اجتماعي به دنيا مي‌آيد و به اجتماعي بودن خود علاقه‌مند است. اين علاقه اجتماعي در نوع آدمي، فطري و ذاتي است و مانند بسياري از غرايز فطري ديگر، نياز به تماس داشتن با عالم بيرون و راهنمايي و تربيت دارد. تماس كودك با عالم خارج در آغاز از طريق مادر و خانواده، سپس از طريق مدرسه و بالاخره در جامعه با مردمان ديگر صورت مي‌گيرد. اين تماس‌ها سبب پرورش حس اجتماعي و آموختن احساس مسئوليت و همكاري مي‌شود. از سوي ديگر احساس برتري جويي فرد كه در آغاز شخصي و فردي بوده، كم كم جنبه اجتماعي پيدا مي‌كند. مثلا فرد به مصالح اجتماعي و همنوع دوستي مي‌انديشد و كمال خود را در اين زمينه‌ها مي‌جويد.
از نظر آدلر كساني كه احساس علاقه اجتماعي ندارند، ممكن است به افرادي نامطلوب از نظر اجتماعي – مانند روان رنجور، مجرم و مستبد – تبديل شوند.[16]
 
 


 1. احمدوند، محمدعلي؛ بهداشت رواني، تهران، انتشارات پيام نور، 1386، چاپ چهارم، ص 32.
 2. شولتز، دوان؛ نظريه‌هاي شخصيت، كريمي و همكاران، تهران، نشر ارسباران، 1384، چاپ اول، ص 144.
3. همان، ص 144 و 145.
 4. همان، ص 145.
 5. كريمي، يوسف؛ روان‌شناسي شخصيت، تهران، انتشارات پيام نور، 1384، چاپ پانزدهم، ص 93.
 6. نظریه‌های شخصیت، ص 146.
 7. روان‌شناسی شخصیت، ص 95.
8. نظریه‌های شخصیت، ص 147.
 9. شاملو، سعيد؛ مكتب‌ها و نظريه‌ها در روان‌شناسي شخصيت، تهران، رشد، 1382، چاپ هفتم، ص 92.
 10. نظریه‌های شخصیت، ص 148 و 149.
 11. همان، ص 152 و 153.
 12. همان، ص 164.
 13. روان‌شناسی شخصیت، ص 95.
 14. كريمي، يوسف؛ تاريخچه و مكاتب روان‌شناسي، تهران، انتشارات پيام نور، 1385، چاپ هفتم، ص 198.
 15. روان‌شناسي شخصيت، ص 94.
 16. نظریه‌های شخصیت، ص