اﻭنی ﻛﻪ...

 

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻨﻮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ...
که:
اونی ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ می ﮔﻔﺖ "نمی دﻭﻧﻢ " ، ﺑﻴﺸﺘﺮ می دﻭﻧﺴﺖ!
اونی ﻛﻪ "ﻗﻮی تر " ﺑﻮﺩ، ﻛﻤﺘﺮ ﺯﻭﺭ می گفت!
ﺍﻭنی ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ می گفت "ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ" ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﺶ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩ!
اﻭنی که ﺻﺪﺍﺵ ﺁﺭﻭم تر ﺑﻮﺩ، ﺣﺮﻓﺎﺵ ﺑﺎ ﻧﻔﻮﺫﺗﺮ ﺑﻮﺩ!
اﻭنی ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻭ ﻭﺍقعی ﺗﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ!
اﻭنی ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ " ﻃﻨﺰ " می گفت، ﺑﻪ ﺯﻧﺪگی جدی ﺗﺮ ﻧﮕﺎﻩ می کرﺩ.

فریب ریش بدتر از سوزش نیش!

  فریب ریش بدتر از سوزش نیش! 


گویند :
درعصر سلیمان نبى،پرنده اى براى نوشیدن آب به سمت بركه اى پرواز كرد،اما چند كودك را بر سر بركه دید،پس آن قدر انتظار كشید تا كودكان از آن بركه متفرق شدند.
همین كه قصد فرود به سوى بركه را كرد،این بار مردى را با محاسن بلند و آراسته دید كه براى نوشیدن آب به ان بركه مراجعه نمود.
پرنده با خود اندیشید كه این مردى باوقار و نیكوست و از سوى او آزارى به من متصور نیست. پس نزدیك شد، ولی آن مرد سنگى به سویش پرتاب كرد و چشم پرنده معیوب و نابینا شد.  

پرنده شكایت نزد سلیمان برد. پیامبر آن مرد را احضار کرد محاكمه و به قصاص محكوم نمود و دستور به كور كردن چشم داد. آن پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت :
"چشم این مرد هیچ آزارى به من نرسانده ، بلكه ریش او بود كه مرا فریب داد! من گمان بردم كه ازسوى او ایمنم پس به عدالت نزدیك تر است اگر محاسنش را بتراشید تا دیگران مثل من فریب ریش او را نخورند"

« علامه دهخدا »

فضیلت آگاهی و خرد  

 فضیلت آگاهی و خرد 

  در تاریخ مشرق زمین شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند.

 روزی بچه ای نزد شیوانا رفت
و گفت:
 "مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید."
 
شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.
 
شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد.
 
شیوانا از زن پرسید که:
 چرا دخترش را قربانی می کند؟ زن پاسخ داد که:
 کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند، تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد.
 
شیوانا تبسمی کرد و گفت:
"اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست. چون تصمیم به هلاکش گرفته ای. عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی، هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطر سرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد!"
 
زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آن گاه در حالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید. اما هیچ اثری از کاهن معبد نبود!
می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید!!

هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست كه متوجه شویم كسی كه به آن اعتماد داشته ایم، عمری فریبمان داده است...
 
 
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ و خرد است.
و تنها یک گناه و آن جهل و تادانی است.
عارف بزرگ- مولانا

شاهکار به ابوسعید ابوالخیر، گفتند : فلانی شاهکار می کند، چرا که قادر است پرواز کند، گفت: این که مهم نیست، مگس هم می پرد. گفتند :فلانی را چه می گویی؟ که روی آب راه می رود! گفت:اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار ﺭا می کند، گفتند :پس از نظر تو شاهکار چیست؟ گفت: این که در میان مردم زندگی کنی، ولی هیچ گاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سوءاستفاده نکنی، این شاهکار است. ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ " ﺗﺤﻤﻞ" ﮐﻨﻴﻢ، ﮐﺎفی است ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ "ﻗﻀﺎﻭﺕ " ﻧﮑﻨﻴﻢ . ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮﺍﻱ "ﺷﺎﺩﮐﺮﺩﻥ " ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﻴﻢ، ﮐﺎفی است به هم "ﺁﺯﺍﺭ " ﻧﺮﺳﺎنیم . ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭا "ﺍﺻﻼﺡ" ﮐﻨﻴﻢ، ﮐﺎفی است ﺑﻪ " ﻋﻴﻮﺏ " ﺧﻮﺩ ﺑﻨﮕﺮﻳﻢ . ﺣﺘﻲ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ "ﺩﻭﺳﺖ " ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ، ﻓﻘﻂ ﮐﺎفی است " ﺩﺷﻤﻦ" ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺷﻴﻢ . ﺁﺭﻱ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺯﻳﺴﺘﻦ، * شاهکار * است.

برف غفلت

برف غفلت

ﺑﺮﻧﺞ ﻫﻨﺪﻱ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﺎﺷﻖ فرانسوی ، در لباس ترکیه ای ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ انگلیسی به همراه نوشابه اسراییلی و گوشت برزیلی و دسر آمریکایی ﺯﻳﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﻴﺎﻩ ژاپنی و با مقررات ﻋﺮﺑﻲ ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﭼﻴﻨﻲ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻡ ﻭ ﺑﻪ آریایی بودنم افتخار می کنم!! 

و با ﺍﻳﻦ تصور ﮐﻪ:
ﻭﻃﻨﻢ ﻣﺴﺘﻌﻤﺮﻩ ﻫﻴﭻ ﮐﺠﺎﻱ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ، سرم را زیر برف غفلت فرو می کنم..

سه سخن ناب

 سه سخن ناب

پنج چیز است که نمی توان آن ها را باز گرداند:

۱. سنگ ................... پس از پرتاب شدن"
۲. حرف ................... پس از گفتن"
۳. موقعیت ............... پس از پایان یافتن"
۴. زمان ................... پس از گذشتن"
۵. دل ......................پس از شکستن"

هرگز به کسی حسادت نکن به خاطر نعمتی که خدا به او داده ...
زیرا تو نمی دانی خداوند چه چیزی را از او گرفته است ...

و غمگین مباش وقتی خداوند چیزی را از تو گرفت ...
زیرا تو نمی دانی خداوند چه چیزی را عوض آن به تو خواهد داد .
همیشه شاکر باش و بگو ...

"شـــــــكــر"
چه زیباگفت کورش کبیر:

اگر روزی تصمیم به محاسبه ثروتت گرفتى، پول هایت رانشمار.کافی است قطره اشكى بر روی گونه ات بریزی. تعداد دستانی که آن را پاک می کنند، ثروت توست...

کجا حاجی ؟

 کجا حاجی ؟

کجا حاجی ؟
دمادم حجّ ، دمادم در پی معبود می گردی !!


خدا در کوچه های شهر ما شاید تو را جوید ...
... و یا شاید بهشتی را که عمری در پی اش هستی ؛؛؛

درون کفش های پاره یک کودکی باشد ... !!!


بیا حاجی ؛؛ بیا ...

حَجَّت قبولِ حضرتِ ایزد !!

ولی من کعبه را در سفره بی نانِ آن پیرِ زنی دیدم ،، که از درد دو پایش شب ندارد خواب ؛؛!! می فهمی ؟؟؟!!!

کجا حاجی ؟؟ کجا ؟
تو از شهرِ عرب های شکم پرور چه می خواهی ؟؟

تو مستحب را با چه قیمتی می خواهی به دست آوری ؟ با از دست دادن آبرو

بیا حاجی ،، بیا من مکه را یک کوچه پایین تر نشانت می دهم حاجی !!!
زنی را که برای آبرو داری تنش بی آبرو گردد ؛؛

… و مردی را که از شرمِ "نداری" ، شب نمی خوابد !!!

طوافی من نشانت می دهم اینجا ؛؛
مِنایی ، مشعری ، غار حرایی من نشانت می دهم اینجا …

که در صدها تمتع هم نمی بینی ,,,
بهشتت بیخِ گوشَت هست و غافل در پیِ معبود می گردی !!!

کجا حاجی ؟؟

کجا ؟؟!!!!!!!!!


برگرفته از سايتhttp://30arg.mihanblog.com/post/2205

خرابی ات ما را کشت !!

خرابی ات ما را کشت !! 


 

آن کاپشن انقلابی ات ما را کشت
همراه ببو گلابی ات ما را کشت


با اشتون و رایس دشمنی، می دانم
آن دشمن مو شرابی ات ما را کشت


تو پرسپولیسی و تو  استقلالی
شیدایی سرخ و آبی ات ما را کشت


از سکه و ارز تا زمین و دارو
 بازار همش حبابی ات ما را کشت


کردان و مشایی و رحیمی تک تک
کابینه انتخابی ات ما را کشت


هر روز سفر به شرق و غرب گیتی
پرکاری و پرشتابی ات ما را کشت


مامان چاوز که کرد استقبالت  
عکس العمل حسابی ات مارا کشت


یک دوره نه! هشت سال، هردم، هر روز
 آن معجزه ها و لابی ات ما را کشت


کنیا و جیبوتی و کومور یارت بود
این شیوه دوست یابی ات ما را کشت


صد کاغذ پاره پاره پرسش دارم
خاموشی و بی جوابی ات مارا کشت


بابک رو ولش بگو که لولو دزد است
والله که دزد یابی ات ما را کشت


رفتی نیویورک و صحبتت شیرین بود
آن هاله  آفتابی ات ما را کشت


گفتی که خراب خدمتم! باور کن  
ویران شده ام! خرابی ات ما را کشت


برگرفته از سايتhttp://30arg.mihanblog.com/post/2205

صداي معلمان را كسي نشنيد !!!!!!

با سلام خدمت دوستان گرامي نمي دانم اين چه سياستي است كه رسانه هاي كشور ما در پيش گرفته روز 27 فروردين كه در بيش از 200 شهر بزرگ كشور معلمان به تبعيض و بي عدالتي حقوقي اعتراض كرده بودند در هيچ خبر و روزنامه اي جز خبر 20/30 شبكه دو آن هم خيلي گذرا پخش نشد در واقع صداي معلمان را نشنيدند اگر خبر هاي روز 27 فروردين را مروري بكنيم اينها بودند :

- هزاران نفر از كارگران در آمريكا به حقوق پايين خود اعتراض كردند ( در تصوير 100 يا 150 نفر بيشتر نيستند ).

- كشتي ايتاليايي كه در سال 1974 غرق شده بود .....

- هفته بيست وششم ليگ برتر فوتبال تا ساعاتي ديگر آغاز خواهد شد .

- ليست اسامي بازيكنان واليبال اعلام شد .

- تكواندوكاران نونهالان اولين تمرين خود را انجام دادند .

اينها خبرهاي مهم روز 27 فروردين بود در حاليكه يك موتور سوار در شيراز به تجمعات معلمان نزديك مي شود و مي گويد چرا اينجا جمع شده ايد وقتي توضيح مي دهند مي گويد من خبرنگار هستم ولي حق ندارم از شما خبر تهيه كنم .

ولي باز هم رسانه هاي خارجي صداي معلمان ايران را شنيدند ما شنيده بوديم كه هر چي رسانه هاي خارجي مي گويند دروغ است گوش ندهيد آنها اهداف چنين و چنان دارند از اين حرفها . ولي زماني كه صداي ميليوني معلمان در كشور خودمان شنيده نمي شود معلوم است كه مردم به رسانه هاي خارجي پناه خواهند برد .

وضمناً معلمان از فقر نمي نالند از فرق و تبعيض مي نالند كه اين نارضايتي اگر نشنيده شود در دراز مدت به سود مملكت نخواهد بود چرا كه فرزندان اين مملكت در زير دستان معلمان تعليم مي يابند .

شنیدستم ز فانی کهنسال. نظام رتبه اجرا گردد امسال. صدوپنجاه حقوقم گردد افزون. مرا قرض و طلب می گردد افسون.
همی اندیشه کردم از پس این. به جای اصفهان دیگر روم چین. پرایدم را دهم بنزی بگیرم. برای چشم خود لنزی بگیرم.
به جای زندگی در پیچ شمرون. روم منزل بگیرم شاخ تهر‌ون. در این اندیشه ها خوش بودم و شاد.
که ناگه یک خبر آمد چو یک باد. حقوق بانکیان بی بضاعت. برفت بالاتر از هفتصد چه راحت. نه طرح و لایحه٬ تأمین مالی.
نه تأییدی نه تصویب ریالی. جناب فانی پیوسته در خواب. خبر را هی مگو با آب و با تاب.
به خیر تو مرا امید نباشد. الهی این وزیر فردا نباشد.

زندگی  املاء نیست که آن را به ما بگویند   

زندگی انشایی است که باید خودمان آن را به   

 زیبایی بنگاریم .

ﮔﺎﻡ ﻧﺨﺴت, اﺻﻼﺡ ﺣﻘﻮﻕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ, ﮔﺎﻡ ﺩﻭﻡ ﺭﺗﺒﻪ‌ﺑﻨﺪی

 ابراهیم سحرخیز در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در خصوص طرح رتبه‌بندی معلمان، اظهار داشت: اگر به جایگاه و فلسفه رتبه‌بندی معلمان توجه کنیم مشخص خواهد شد که این طرح با چه اهدافی در سند تحول بنیادین گنجانده شده اﺳﺖ و به اهمیت و جایگاه والای آن پی خواهیم برد.

وی افزود: هدف اصلی رتبه‌بندی معلمان افزایش انگیزه و ارتقای کیفیت نظام آموزشی است و این طرح تلاش می‌کند تا رقابتی ﺭا میان فرهنگیان البته با تأکید بر توانمندی حرفه‌ای آنها رقم بزند. **

اﺻﻼﺡ ﻧﻆﺎﻡ ﺣﻘﻮﻕ و ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﺑﺎ اﺟﺮای ﻃﺮﺡ ﺭﺗﺒﻪ‌ﺑﻨﺪی ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ معاون سابق وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: با اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان بحث نظام دستمزد و حقوق ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ که در جهت ارتقای منزلت اجتماعی و اقتصادی آنها است، ترمیم پیدا می‌کند. ** ﺭﺗﺒﻪ‌ﺑﻨﺪی ﺑﻪ‌ﺩﻧﺒﺎﻝ اﻳﺠﺎﺩ اﻧﮕﻴﺰه ﻣﻴﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ سحرخیز بیان کرد: رتبه‌بندی معلمان به‌دنبال ارتقای کیفیت نظام آموزشی، به‌روز‌کردن دانش آنها و ایجاد انگیزه میان جامعه فرهنگیان است و اگر این اهداف محقق نشود دیگر طرح رتبه‌بندی معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند. **

ﻋﻨﺎﻭﻳﻦ اﺭﺷﺪ و ﺧﺒﺮه اﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ اﺟﺮا ﺑﻮﺩ مشاور کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس افزود: طبق آنچه مسئولان آموزش و پرورش اعلام کرد‌ه‌اند در طرح رتبه‌بندی مصوب دولت عناوین ارشد، عالی و خبره مطرح است در حالی ﻛﻪ این عناوین از گذشته در قانون مدیریت خدمات کشوری وجود داشت و آموزش و پرورش نیز آن را اجرا می‌کرد. مشاور کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: فرهنگیان برای دستیابی به پایه‌های ارشد، عالی و خبره نیاز به برخی از فاکتورها از جمله سابقه کار و طی‌کردن دوره‌های ضمن‌خدمت داشتند، اگر این طرح موفق بود باید تاکنون آموزش و پرورش را نجات می‌داد. **

ﭼﺮا ﻋﻨﺎﻭﻳﻦ اﺳﺘﺎﺩﻳﺎﺭ, ﺩاﻧﺸﻴﺎﺭ و اﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺣﺬﻑ ﺷﺩه اﺳﺖ? سحرخیز با تأکید بر این نکته که برخی از معلمان در آموزش و پرورش حدود 20 سال سابقه کار داشته و دارای مدارک فوق‌لیسانس و دکتری بوده و فعالیت‌های پژوهشی نیز انجام می‌دهند، گفت: چرا باید این قبیل معلمان را از اساتید دانشگاه جدا ببینیم. چرا باید در دانشگاه عناوین مربی، استادیار، دانشیار و استاد را داشته باشیم اما در آموزش و پرورش به عناوین معمول و مرسوم همچون خبره، ارشد و عالی که بین تمام کارمندان دولت مشترک است، اکتفا کنیم. **

ﻣﺮاﻗﺐ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﺭﺗﺒﻪ‌ﺑﻨﺪی ﻗﺮﺑﺎنی ﻧﺸﻮﺩ مشاور کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اظهار داشت: باید توجه داشت که اعتراضات معلمان ﻧﺴﺒﺖ به وضعیت معیشتی منجر به آن نشود که نگاه منفعلانه به طرح رتبه بندی داشته و سریعاً آن را تصویب کنیم. رتبه‌بندی باید با بررسی و تدبیر بیشتر تدوین شود و آن را در معرض افکار‌سنجی معلمان قرار دهیم تا از نظرات آنها در تدوین آیین‌نامه‌های مربوطه بهره‌مند شویم، همچنین نظر فرهنگیان را در رابطه با گنجاندن عناوین ارشد، خبره و عالی به‌جای عناوین مربی، استادیار، دانشیار و استاد در طرح رتبه‌بندی جویا شویم. وی افزود: در نقشه جامع علمی کشور که به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است معلمان در زمره اساتید و پژوهشگران قرار دارند. چرا باید معلمان را از اساتید دانشگاه جدا کنیم و نگاه تبعیض‌آمیز به آنها داشته باشیم. درحالی که معلمان توسعه پایدار کشور را رقم می‌زنند و در اﻏﻠﺐکشورها وزارت آموزش و پرورش و علوم یکی هستند. **

ﻋﻨﺎﻭﻳﻦ ﺩاﻧﺸﻴﺎﺭ و اﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺑﻪ اﺭﺗﻘﺎی اﻧﮕﻴﺰه ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻤﻚ می‌ﻛﻨﺪ سحرخیز عنوان کرد: مسئولان باید تلاش کنند تا فاصله و تبعیض میان فرهنگیان با سایر کارکنان دولت کم شود و از سوی دیگر باید توجه داشت که در نظرگرفتن عناوینی همچون مربی‌دانشیار، استادیار و استاد در طرح رتبه بندی معلمان منجر به ارتقای انگیزه آنها می‌شود البته به‌شرط آنکه صرفاً در حد یک عنوان باقی نماند و مزایای مربوطه را داشته باشد. وی گفت: یک معلم برای رسیدن به عنوان دانشیاری باید کارهای پژوهشی و تألیف داشته باشد و نمره ارزشیابی وی به حد قابل قبولی برسد و به‌ازای آن از مزایای تعیین شده بهره‌مند شود.

مشاور کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اشاره به اینکه مسئولان آموزش و پرورش اعلام کرده‌اند از ابتدای مهر 150 تا 600 هزار تومان به حقوق معلمان اضافه می‌شود، بیان کرد: اگر آموزش و پرورش با مشکل منابع مالی مواجه است باید دقت کافی را انجام داد تا طرح رتبه‌بندی قربانی منابع مالی آموزش و پرورش نشود. ** ﺗﺤﻮﻝ ﺑﻨﻴﺎﺩﻳﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺭﺗﺒﻪ‌ﺑﻨﺪی ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪاﺭﺩ سحرخیز ادامه داد: سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بدون طرح رتبه بندی معنایی ندارد و از هویت خالی می‌شود.

اگر در شرایط فعلی احساس می‌کنیم حقوق معلمان پایین است نباید رتبه‌بندی را قربانی آن کنیم. بحث اصلی معلمان این است که تمایل دارند تا امتیازات سایر کارمندان دولت برای آنها نیز درنظر گرفته شود، باید توجه داشت که رتبه‌بندی بحث دیگری است و به رشد خلاقیت و فعالیت‌های پژوهشی معلمان ﺗﻮﺟﻪ ﺩاﺭﺩ. وی با طرح این پرسش که اگر قرار است از ابتدای مهر به حقوق هر یک از فرهنگیان 150 هزار تا 600 هزار تومان اضافه شود این افزایش حقوق نیاز به منابع مالی بالایی دارد، عنوان کرد: این رقم در بودجه پیش‌بینی نشده است بنابراین این سؤال مطرح است که منابع آن از کجا تأمین خواهد شد، از محل هدفمندی یارانه‌ها یا از محل صرفه‌جویی در آموزش و پرورش؟ این درحالی است که 99 درصد از بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق و دستمزد می‌شود و امکان صرفه‌جویی در این وزارتخانه وجود ندارد. معاون سابق وزارت آموزش و پرورش تأکید کرد: طرح رتبه بندی نباید به‌گونه‌ای اجرا شود که بعدها معلمان بگویند رتبه‌بندی نیز دردی از ما دوا نکرد. مسئولان باید ابتدا تلاش کنند تا حقوق معلمان را اصلاح کرده و پس از آن رتبه بندی را با نظرسنجی و افکارسنجی از معلمان و بررسی و تدبیر بیشتر اجرایی کنند.

تبريك

سلام دوستان

با مسرت زياد توافق هسته اي را به مردم ايران صميمانه تبريك مي گويم .

همه بدون ترديد نقش مذاكره كننده بالاخص آقايان ظريف ، عراقچي و تخت روانچي در اين پيروزي بسيار موثر بود آنان كه خواهان سعادت و پيشرفت ايران هستند از اين موفقيت به وجد خواهند آمد .

Image title

حرف های ناب

به نام خدای یکتای مهربون


چه خوشبختند آنانکه


 به پای هم پیر می شوند 


نه به دست هم .

برگرفته ار وبلاگ دکتر کافی

تبریک قهرمانی تراختور آذربایجان

با سلام و عرض تبریک قهرمانی تیم فوتبال تراختور سازی بر تمام طرفداران و ترک زبانان در سراسر ایران و آذربایجان بزرگ  ومربی محبوب پرتغالی این تیم که این مهم در فینال جام حذفی بین تیم های تراختور و مس کرمان رخ داد که هر دو تیم با حذف تیم های قدرتمند از قبیل فولاد و سپاهان ونفت  و دردانه های  پایتخت استقلال و پرسپولیس به این مرحله رسیده بودند و در نهایت با قهرمانی تراختور آذربایجان و ایستادن این تیم بر بام فوتبال ایران به پایان رسید و باعث شادی میلیون ها طرفدار این تیم در داخل ایران و خارج از کشور شد.






قابل توجه دانشجویان گرامی

با سلام کلاس های درس اینجانب در روزهای شنبه 26 - یکشنبه 27 - دوشنبه 28


بهمن تشکیل نخواهد شد کلاس های جبرانی متعاقباً اعلام خواهد شد .

قابل توجه دانشجويان پيام نور روانشناسي عجشير

با سلام تغييرات برنامه ي هفتگي ترم دوم 92  اينجانب به شرح ذيل مي باشد :

شنبه ها از ساعت 3.45 الي 5.15  درس نظريه هاي مشاوره و روان درماني

يكشنبه ها از ساعت 3.45 الي  5.15 درس مباني راهنمايي و مشاوره

دوشنبه ها از ساعت 3 الي 4.30 درس خانواده درماني

7شوخی زشتی که آقایان با همسرشان دارند!

  7شوخی زشتی که آقایان با همسرشان دارند!

باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند، هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم، البته دقت کنید اینها در فضای عادی و شوخی است :

من در ابتدای این مقاله اعتراف می کنم که به عنوان یک مرد متاسفانه کم از این شوخی ها نداشته ام! این شوخی ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می کنند، یک اتفاق خیلی بزرگ بین شان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند! بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آنها را رعایت نکنیم، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می کنند، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم!

باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند، هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم، البته دقت کنید اینها در فضای عادی و شوخی است :

شوخی های تهدیدی
- طلاق : 
مثلا همسر شما می گوید "اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می کنی؟" بدترین جواب این است :"خب طلاقت میدم!" بعد هم غش غش میخندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید :"بابا شوخی کردم" همسر شما هم ناراحت می شود و شما او را "بی جنبه" خطاب می کنید و یک شوخی ساده می شود بهانه ای برای جنجال! 

خب حالا فرضا اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می آورید، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده، همسر شما نگران و مضطرب می شود، به فکر می رود، ناراحت می شود، در رابطه زناشویی اش کمی سرد می شود و ... البته منظور این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می شود، منظور این است که وقتی از این شوخی ها کردید کم کم عادت تان می شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می زنید.

ادامه نوشته

ازدواج با مرد جوان بهتر است یا جا افتاده؟!

ازدواج با مرد جوان بهتر است یا جا افتاده؟!


 

شما به‌عنوان یک خانم فکر می‌کنید ازدواج و زندگی با یک مرد جوان‌تر بهتر است یا مردی جاافتاده و با‌تجربه. اصلا به نظر شما چه اختلاف سنی میان زن و شوهر مناسب است؟ بعضی‌ها معتقدند که شوهر حتما باید از زنش مسن‌تر باشد، اما عده‌ای نظر عکس دارند و برخی هم ممکن است همسر همسن و سال خود را ترجیح بدهند. اما آیا واقعا اختلاف سنی در زندگی مشترک مهم است؟باید بگوییم بله، اختلاف سنی در زندگی فاکتور بسیار تاثیرگذاری است اما تعیین‌کننده خوشبختی نیست؛ اما دانستن این اثرات می‌‌تواند به تصمیم‌گیری کمک کند.

 

زندگی با شوهر جوان چگونه است؟

 

نکات مثبت

 

آماده زندگی پر هیجان باشید

هرقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد جنس دغدغه‌های‌شان به هم نزدیک‌تر است و آنها به درک بهتری از یکدیگر می‌رسند و در نتیجه احتمال تفاهم بیشتر است.

افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه‌ها و خاطره‌های یکسان و پیش‌زمینه فرهنگی مشابهی برای صحبت و وقت‌گذرانی با هم دارند.

وقتی که 2 جوان با یکدیگر زندگی می‌کنند، به دلیل جوانی، قابلیت انعطاف بیشتری دارند و در نتیجه راحت‌تر خود را با عادت‌های یکدیگر وفق می‌دهند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می‌یابد.

زن و شوهر جوان با هم رشد می‌کنند و می‌توانند همراه هم تازگی‌ها و زیبایی‌های دنیا را کشف کنند و از اینکه در این فرآیند کنار هم هستند لذت می‌برند.

توانایی‌های بدنی 2 نفر شباهت زیادی به هم دارد؛ می‌‌توانند در روزهای جوانی هیجان را تجربه کنند و در روزگار پیری همراه هم استراحت کنند.

با هم رفتن به دنبال فعالیت‌‌های هیجان‌انگیز می‌تواند سرزندگی و نشاط بی‌حدی به زندگی تزریق کند.


نکات منفي

 

بی‌تجربگی‌هایش باعث دردسر است

گاهــی تحمل خامی و بی‌تجربگی‌اش را نداشته باشید و از اینکه در مورد برخی از مسائل زندگی به اندازه شما نمی‌داند و به سرعت شما برخی چیزها را یاد نمی‌گیرد، آزرده شوید.

زن دوست دارد با مردی زندگی کند که برای او تکیه‌گاه باشد و بتواند از او حمایت کند. به مرد جوان‌تر کمتر از جا افتاده می‌توان تکیه کرد.

همـــان‌قـــدر کــــه خوشگذرانی‌های زیادی در این زندگی وجود دارد ممکن است مشکلات و ناخوشی‌های شدیدی هم به وجود بیاد.

مرد گاهی آنگونه که زن انتظار دارد منطقی فکر نمی‌کند و حتی ممکن است زن احساس کند مرد زندگی را کمتر جدی می‌‌گیرد.

از نظر مالی و اقتصادی تقریبا اول راه است و خیلی نمی‌توان به تجارب او اطمینان کرد.

هر دو به دلیل کم‌تجربگی سر همه چیز لج می‌کنند و همین می‌تواند اختلافاتی را به وجود آورد.

زن همیشه نگران است مبادا بعد از چندین سال زندگی ظاهرش پیر شود و مرد که حالا جاافتاده شده سراغ فردی دیگر برود.

 

زندگی با شوهر جا‌افتاده چگونه است؟

 

نکات مثبت

 

نگران مسائل مالی نیستید

می‌توان با کمک مرد از دیدگاهی متفاوت به دنیا نظر کرد و مسائل و مشکلات را با نگاهی عمیق‌تر حل کرد.

روبه‌رو شدن با مردی که از نظر مالی به موفقیت و ثبات رسیده، برای بيشتر زن‌ها خوشایند است چراکه مردی که پا به میانسالی گذاشته، احتمالا شرایط مالی بهتری دارد.

دخترانی که رابطه عاطفی محکمی با پدرشان نداشته‌اند برای‌شان ازدواج با مردی مسن‌تر جذاب است چراکه به دنبال مردی هستند که آنها را زیر پر و بال خود بگیرد و ترس‌های‌شان را دور ‌کند.

مردهایی که اختلاف سنی زیادی با همسرشان دارند، دوست دارند به هر طریقی شریک زندگی‌شان را از خود راضی نگه دارند تا مبادا همسرشان به دلیل اختلاف سنی دچار مشکل شود.

مردانی که همسران کم سن دارند، نگران از دست دادن آنها هستند. مثلاً نگران آن هستند که مبادا همسرشان روزی از آنان طلاق بگیرد و زندگی آنان را متلاشی كند و در نتیجه محبت بیشتری به همسرشان می‌کنند.

مرد با تجربه بسیاری از مشکلات را مدیریت می‌کند و نمی‌گذارد به این راحتی‌ها بحرانی در زندگی ایجاد شود و در نتیجه زندگی حالت یکنواخت‌تری دارد.

مرد با بیشتر چشیدن خوب و بدی‌‌های دنیا قدر زن و زندگی‌اش را بیشتر مي‌داند.

 

نکات منفي

 

کمتر عمر می‌کنید

وجود فاصله سنی زیاد باعث می‌شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک کنند و دنیای‌شان فاصله زیادی با هم دارد.

وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر‌یک در دوره‌ای از زندگانی به سر می‌برند که به لحاظ قوت و توان بدنی متفاوت با دیگری است مثلاً زنی که 35 سال دارد، در دوران جوانی و سرزندگی به سر می‌برد و همسر او که در 60 سالگی است به مرز پیری رسیده ‌است.

اگر زن بخواهد گاهی جوانی کند یا کمی سراغ تفریحات شاد و پرهیجان برود ممکن است همسرش خیلی همراه نباشد و ترجیح دهد در خانه بماند.

ممکن است بعداز مدتی حوصله نداشته ‌باشد شاهد بزرگ ‌شدن زن باشد یا آزمون و خطاهای زن برای به دست آوردن شغل، جایگاه اجتماعی، حل مشکلات شخصی و ارتباطی‌‌اش را نتواند تحمل کند.

گاه وجود فاصله‌های سنی زیاد باعث می‌شود که برخی از مردان، سوءظن‌هایی نسبت به همسر خود پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای اینگونه افکار خود بیاورند.

فرد کوچک‌تر دچار نوعی رودربایستی رنج‌آور است و نمی‌تواند به راحتی مشکلات کوچک و گاه بچگانه‌اش را با همسر خویش در میان بگذارد، لذا حرف‌های ناگفته بسیاری دارد.

جاافتاده بودن سن مرد می‌تواند او را به همسری کنترلگر تبدیل کند که مدام برای همسرش تعیین تکلیف می‌کند.

گروهی از کارشناسان موسســـه تحقیقــات جمعیت‌شناسی ماکس پلانک طی بررسی‌های خود متوجه شده‌اند وجود اختلاف سن بین زنان و شوهران تاثیر منفی بر عمر زنان دارد.

ممکن است گاهی به دلیل اختلاف سنی زیاد زن حجالت بکشد شوهرش را در جمع‌ جوانان ببرد یا به دوستان و اقوام جوانش معرفی کند.

منبع:مجله ایده آل

سخنان ناب