شنیدستم ز فانی کهنسال. نظام رتبه اجرا گردد امسال. صدوپنجاه حقوقم گردد افزون. مرا قرض و طلب می گردد افسون.
همی اندیشه کردم از پس این. به جای اصفهان دیگر روم چین. پرایدم را دهم بنزی بگیرم. برای چشم خود لنزی بگیرم.
به جای زندگی در پیچ شمرون. روم منزل بگیرم شاخ تهرون. در این اندیشه ها خوش بودم و شاد.
که ناگه یک خبر آمد چو یک باد. حقوق بانکیان بی بضاعت. برفت بالاتر از هفتصد چه راحت. نه طرح و لایحه٬ تأمین مالی.
نه تأییدی نه تصویب ریالی. جناب فانی پیوسته در خواب. خبر را هی مگو با آب و با تاب.
به خیر تو مرا امید نباشد. الهی این وزیر فردا نباشد.
همی اندیشه کردم از پس این. به جای اصفهان دیگر روم چین. پرایدم را دهم بنزی بگیرم. برای چشم خود لنزی بگیرم.
به جای زندگی در پیچ شمرون. روم منزل بگیرم شاخ تهرون. در این اندیشه ها خوش بودم و شاد.
که ناگه یک خبر آمد چو یک باد. حقوق بانکیان بی بضاعت. برفت بالاتر از هفتصد چه راحت. نه طرح و لایحه٬ تأمین مالی.
نه تأییدی نه تصویب ریالی. جناب فانی پیوسته در خواب. خبر را هی مگو با آب و با تاب.
به خیر تو مرا امید نباشد. الهی این وزیر فردا نباشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ساعت 13:9 توسط علی حاجی عباسی
|
مركز مشاوره راه نو - مركز مشاوره رهیافت